شرکت کاوین

  • تاریخ : ۲۱ام دی ۱۳۹۷

دیده بان ایراندر ایران همه چیز سیاسی است، حتی وقتی می خواهند روستایی را آسفالت کنند و یا اینکه خدماتی برای مردم آن روستا ارائه دهند، اول به برآیند سیاسی آن فکر می کنند تا رضایت این مردم!… این سیاست، سالهاست که در کشور ما جاری و ساری است و تمام شدنی هم نیست. هنوز حواشی توهین علی انصاریان و جواد خیابانی به افغان ها و عرب ها تمام نشده بود که شب گذشته مسعود ده نمکی کارگردان عصر حاضر و فعال سیاسی عصر گذشته، با شرکت در یک برنامه تلویزیونی با انتقاد شدید از بازی تیم ملی فوتبال کشورمان مقال تیم ملی فوتبال یمن گفت:  

 

این سیاست و نگاه “ده نمکی ها” باعث شده که سالهاست دیگر در منطقه چیزی به نام دوست برای ایران باقی نمانده است. ایران که در زمانی نه چندان دور به عنوان بزرگتر خاورمیانه شناخته می شد و به قول مرحوم هاشمی رفسنجانی همین اعراب منطقه زمانی ما را به عنوان “داداش بزرگه” خطاب می کردند. اکنون به جای رسیده ایم که برای ما خط و نشان می کشند.

کشیدن دعوای دیپلماسی به پایین ترین سطح ممکن؛ آن هم در یک برنامه تلویزیونی که قرار بود درباره پیروزی ایران و شروع قدرتمند بازیکنان تیم  ملی در مهمترین تورنمنت آسیایی صحبت شود. آدم را یاد گزارش های روزنامه کیهان می اندازد که بلافاصله پس از هر رویدادی، آنرا آغشته به مسایل سیاسی و جریانات امنیتی ربط می کند تا هرچه زودتر از این نمد برای خودش کلاهی بسازد.

بد نیست اضافه کنم که دست برقضاء “حسین شریعتمداری” که پیش قراول این جریان هاست در مهرماه سال ۹۰ همانند همین آقای “مسعود ده نمکی” از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران، به دلیل بُرد پرگل آنها شکایت کرده بود و با پیش کشیدن اخلاق و مرام پهلوانی و نام پوریای ولی خطاب به بازیکنان در روزنامه کیهان نوشته بود:

 

نگارنده (حسین شریعتمداری) دقیقاً نمی داند که تیم ملی فوتبال کشورمان چگونه و با به کارگیری چه فرمولی می توانست احترام مردم ایران برای ملت مظلوم و تحت ستم فلسطین را به نمایش بگذارد و حرمت تیم فوتبال فلسطین را که از میان آتش و خون به میهمانی آمده بود پاس بدارد، زیرا یافتن راه کار در تخصص اهالی فوتبال است ولی با توجه به شرایط حساس کنونی چنانچه تیم ملی کشورمان نمی خواست آداب پهلوانی پوریای ولی را به طور کامل دنبال کند و به شکست مصلحت اندیشانه تن بدهد، دست کم می توانست در پی نتیجه مساوی باشد و یا به حداقل گل بسنده کند، نه آن که همه این ملاحظات را کنار بگذارد و…

 

آری؛ مدیرمسئول یکی از سیاسی ترین جراید کشور به بازیکنان تیم ملی انتقاد کرده بود که چرا فلسطین را با نتیجه هفت بر صفر شکست دادید و احترام آنها را نگه نداشتید.

اینکه این دوستان چرا دوست دارند در هر جریانی دخالت کنند و نظرشان را بر کرسی بنشانند موضوع گزارش ما نیست. محل بحث ما اینجاست که امثال علی انصاریان و جواد خیابانی و رضا محمد علی (که دربازی عربستان مقابل کره شمالی آرزوی شکست سنگین و حذف عربستان را میکرد) دقیقا خواسته و ناخواسته همان سیاستی را اجرا می کنند که ده نمکی ها، سناریوی آنرا نوشته اند. اینکه چرا باید فوتبال و سیاست را بهم ریخت و به قولی “قیمه را داخل ماست ریخت” خواست قلبی کسانی است که همواره طی چند سال گذشته بر طبل جنگ کوبیده اند و بقای خود را در تنش دیده اند اما آیا به نظر شما ادامه این روند از سوی مجریان صداوسیما که ادعای اخلاق مداری دارند با استفاده از انواع و اقسام توهین ها رواست؟ آیا رواج این نوع کینه و نفرت نسبت به کشورهای همسایه از رسانه ملی، رگ غیرت مردم کشور را بر می انگیزد یا نتیجه عکس را در پی خواهد داشت؟

و در آخر اینکه به گفته صادق زیبا کلام: اگر بخواهم ایرادهای “ما” را بگویم، اولین و مهم‌ترین آن این است که ما نژاد پرستیم؛ بغض و کینه و نفرت داریم از اعراب، بغض و کینه و نفرت داریم از افغانی‌ها، برای خودمان خیلی دسته گل های الکی می‌فرستیم؛ مثل: «ملت بزرگ ایران»، «ملت قهرمان ایران»، «ملت شجاع، سرافراز و …» که به نظر بنده همه قلابی هستند!

یغما فشخامی