شرکت کاوین

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

خبرآنلاین: جیم کری در فیلمی که با اقتباس از بازی مشهور «سونیک‌ خارپشت» ساخته می‌شود، ایفای نقش خواهد کرد.

جیم کری کنار یک شخصیت محبوب به سینما باز می‌گردد

کمپانی هالیوودی پارامونت قصد دارد با اقتباس از بازی ویدئویی مشهور «سونیک» فیلمی سینمایی بسازد. جیم کری یکی از گزینه‌های اصلی پارامونت برای بازی در این فیلم است و مذاکرات او به مراحل پایانی رسیده است.

او در این فیلم کنار جیمز مارسدن و تیکا سامپتر ایفای نقش خواهد کرد. کارگردانی این اثر را جف فولر برعهده دارد.جف فولر سال ۲۰۰۵ نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم کوتاه شد اما سابقه‌ کارگردانی فیلم بلند سینمایی ندارد و این نخستین تجربه کارگردانی این محسوب می‌شود.

در این فیلم سینمایی از عناصر گرافیکی کامپیوتری کنار بازیگران استفاده خواهد شد. «سونیک خارپشت» بازی مشهوری از کمپانی «سگا» است که در سراسر جهان علاقه‌مندان زیادی دارد. جیم کری در این فیلم نقش «روبوتنیک» یا همان «دکتر اگمن» را بازی می‌کند که دانشمندی دیوانه و دشمن اصلی «سونیک» است.

این نقش برای جیم کری یادآور نقش‌هایی است که او را به یکی از ستاره‌های کمدی سینِمای جهان تبدیل کرد. او سال ۱۹۹۴ در فیلم‌های «احمق‌ و احمق‌تر»، «کاراگاه حیوانات» و «ماسک» بازی کرد که همه فیلم‌های موفقی شدند اما در حقیقت فیلم «ماسک»‌ و ترکیب جلوه‌های گرافیکی کامپیوتری با تصاویر واقعی بود که او را به اوج رساند.

کری در سال‌های اخیر بیشتر در فیلم‌های جدی جلوی دوربین رفته است که از میان آن‌ها می‌توان به «گروه بد» و «جنایات سیاه» اشاره کرد.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

در این چند روز اخبار ضد و نقیضی درباره وضعیت این کارگردان منتشر شده اما طبق آخرین خبر ایشان به هوش آمده و روند روبه بهبودی دارد.

 با برخی عوامل فیلم و بازیگران سینما و تلویزیون که به عیادت او رفته بودند،گفتگو کرده که در ادامه به آن پرداخته ایم:

حامد حسینی: تنها یک سکانس باقی مانده بود

سید حامد حسینی تهیه کننده «مشت آخر» در خصوص ماجرای رخ داده در پشت صحنه این اثر گفت: روز آخر ضبط سکانس‌های پایانی کار بودیم که رفت و آمد بین لوکیشن‌ها باعث این حادثه شد.

وی ادامه داد:موتوری از یک فرعی به سرعت با موتور فخیم زاده تصادف کرد که خداروشکر با آمدن اورژانس به سرعت به بیمارستان چالوس منتقل شد.

حسینی ادامه داد: امروز صبح با او گفتگو داشتم و خداروشکر حالش خوب بود و شکستگی نداشت و تنها چند زخم سطحی است که آن هم برطرف می‌شود.

او در خصوص ضایعه مغزی در اخبار منتشر شده اظهار داشت: ضایعه مغزی دیده شده، اما به این تصادف ربطی نداشته و جای هیچ نگرانی نیست.

رامین راستاد :همیشه خودم فخیم زاده را سر لوکیشن‌ها می بردم

رامین راستاد بازیگر سینما و تلویزیون گفت: چالوس سر صحنه بودیم که این اتفاق افتاد ما در این کار مدام با هم بازی داشتیم و سوار بر موتور بودیم اما روز حادثه، چون مشغول نهار خوردن بودم فخیم زاده با یکی دیگر از بچه‌ها با موتور سر صحنه رفتند و چون موتور به گونه‌ خاصی طراحی شده بود که محل پای فرد پشت سر بالاتر از حالت عادی بود این تصادف باعث شد تا موتور به زیر پای فخیم زاده برخورد و او را پرتاب کند.

خیراندیش: به هوش آمدن فخیم زاده معجزه بود

گوهر خیراندیش بازیگر «مشت آخر» در خصوص تصادف مهدی فخیم زاده در صحنه فیلمبرداری گفت: در ابتدا وضعیت او خیلی بد بود و ریه به دلیل حجم خونریزی به مشکل برخورده بود، اما با رسیدن اورژانس و رسیدگی دکتر خداروشکر حالش رو به بهبود است، اما واقعا معجزه شد تا هوشیاری خود را به صورت کامل بدست آورد.

وی ادامه داد: اخبار گوناگونی را در فضای مجازی از مهدی فخیم زاده شنیدیم که متاسفانه برخی از افراد ناجوانمردانه اخباری را منتشر کردند، اما تا به امروز حالشون رو به بهبود است و دکتر گفتند جای هیچ نگرانی نیست و باید دعا کنیم تا زودتر از روی تخت بلند شوند.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

شاهرخ شهنازی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، در خصوص تغییر لیست اسامی بازیکنان والیبال اعزامی به بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ اندونزی اظهار داشت: چنانچه فدراسیون والیبال قصد تغییر اسامی بازیکنان را دارد باید اعلام کند. اسامی به صورت آفلاین قابل انعکاس به کمیته برگزاری بازی‌های آسیایی است و قبول یا عدم قبول آن هم بر عهده کمیته برگزاری است.

وی در خصوص تائید درخواست فدراسیون شمشیربازی برای افزایش سهمیه و اضافه شدن سابر بانوان عنوان کرد: برای اعزام تیم سابر دختران به بازی‌های آسیایی، درخواستی از طرف باقرزاده، رئیس فدراسیون مطرح و اسامی اعلام شده است. تصمیم نهایی در خصوص درخواست باقرزاده در جلسه ستاد عالی بازی‌ها گرفته می‌شود.

دبیرکل کمیته ملی المپیک در پاسخ به این سوال که چند ورزشکار در کاروان ایران به کمیته برگزاری بازی‌های آسیایی معرفی شده‌اند گفت: اسامی ورزشکاران نهایی و به ستاد برگزاری اعلام شده است. ۲۷۵ ورزشکار مرد و ۱۰۵ ورزشکار زن در این لیست معرفی شدند. اگر حضور سابر دختران تائید شود ۴ نفر به تعداد دختران اضافه خواهد شد.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

شرکت کاوین به نقل از شرق : پیش از آغاز بازی‌های جام جهانی میهمان ما بودند؛ سه دختر شبیه همه دخترانی که در خیابان از کنارمان رد می‌شوند؛ با دست‌بندهایی که رویش آرم باشگاه پرسپولیس حک شده بود.

آمده بودند تا از اشک‌ها و لبخندها و ترس‌هایشان وقت ورود به استادیوم بگویند. آنها فقط سه نفر از دختران ریش‌داری بودند که با لباس مبدل وارد استادیوم آزادی شده‌اند. آمده بودند از لحظه باشکوه ورود به ورزشگاه بگویند، آمده بودند از مردانی تعریف کنند که وقت گذر از گیت‌های ورزشگاه برای اینکه شناسایی نشوند دورشان را می‌گیرند. از مردهایی بگویند که وقتی روی سکوهای آزادی می‌نشینند به حرمت ورود زنان با لباس مبدل حرمت‌ها را رعایت می‌کنند و وقت پایان بازی با آنها عکس یادگاری می‌گیرند.
این گزارش حاصل گفت‌وگوی یک‌ساعته با لیلی ملکی، زهرا خوشنواز و لیلی قنبری است که روی مطالبه زنان بر ورود به ورزشگاه آزادی ایستاده‌اند. در بازی ایران – پرتغال که حضور زنان برای دیدن بازی از پرده بزرگ ورزشگاه آزاد بود، آنها این‌بار شبیه همه زنان دیگر وارد استادیوم شدند و با پوسترهایی که رویش نوشته شده بود آزادی را آزاد کنید، پرچم‌ ایران را در دستشان تکان دادند. می‌گویند عاشق فوتبال‌اند و مثل مردانی که پیش از ورود به استادیوم از آنها نمی‌پرسند که آیا ورزش‌های دیگر مردان را هم دنبال می‌کنند، حق دیدن فوتبال در استادیوم را می‌خواهند. می‌گویند توهین‌ها و انگ‌های جنسیتی را تحمل می‌کنند چون خواسته‌شان را خواسته‌ای برحق‌ می‌دانند. این روایت، روایت این دختران است.
لیلی ملکی از دو دختران ریش‌دار دیگر بزرگ‌تر است. روان‌شناسی خوانده و کارمند یک شرکت خصوصی است. لیلی قنبری دانشجو است و زهرا خوشنواز هم در یک شرکت بازرگانی فعالیت می‌کند. واکنش‌ها به حضور آنها در ورزشگاه با هیجان اطرافیانشان همراه است. اما طبیعتا این علاقه شدید به فوتبال از یک جایی آغاز شده است. لیلی ملکی می‌گوید: اگر بخواهم از قبل‌تر صحبت کنم باید بگویم ما با محرومیت دیدن فوتبال به دنیا آمده‌ایم. اما اجازه بدهید از گذشته‌های نزدیک شروع کنیم باید به چند سال قبل برگردیم که به عنوان معترض پشت در ورزشگاه می‌رفتیم. آن زمان اصلا تصمیمی نداشتیم به عنوان پسر وارد ورزشگاه شویم، می‌خواستیم تلاش کنیم راه ورود خانم‌ها به ورزشگاه باز شود و بازی‌های زیادی را به‌صورت خودجوش پشت در ورزشگاه می‌رفتیم و از شنیدن صدای هواداران و تشویق‌ها لذت می‌بردیم.
صدای موج و نور
افرادی که بیرون ورزشگاه وقت بازی ایستاده باشند، حتما صداهای شبیه موج دریا را شنیده‌اند که از همهمه هیجان‌انگیز صدهزار آدم درست شده است. حالا تصور کنید که بین آن صدهزار نفر کسانی باشند که شانس تکان‌دادن پرچم‌های قرمزشان را داشته باشند. از دختران ریش‌دار می‌خواهم از حس اولین بارشان بگویند. راوی اول، زهراست. زهرا درشت‌تر از دو دختر دیگر است و گریم‌شدنش شاید ساده‌تر، به شرطی که گریم لیلی قنبری را فاکتور بگیریم! لیلی به دلیل موهای کوتاه و عینک گردش گریم خاصی نمی‌خواهد. صرفا یک کلاه روی سرش می‌گذارد و بدون یک کلمه حرف از گیت‌ها رد می‌شود. زهرا از هیجان ورود به استادیوم این‌طور تعریف می‌کند: وقتی بازرسی دوم را رد می‌کنید، از یک تونل تاریک رد می‌شوید یک‌باره موج نوری و چمن سبز زمین را می‌بینید. لیلی ترجیع‌بند حرف‌هایش اشک است… انگار بغض‌هایش اینجا آمده تا راوی محرومیت باشد.
او می‌گوید: می‌دانید من و لیلی کوچیکه چرا تصمیم گرفتیم به ورزشگاه برویم؟ ما در همه بازی‌ها بیرون ورزشگاه بودیم خصوصا بازی‌های آسیایی، دربی‌ها و جشن قهرمانی. ولی ما حتی اجازه حضور روی چمن روبه‌روی ورزشگاه را هم نداشتیم. شاید اگر اجازه می‌دادند پشت در ورزشگاه باشیم و صدای تشویق‌ها را بشنویم به فکر داخل‌رفتن نمی‌‌افتادیم. اما به ما در این حد هم اجازه نمی‌دادند. در بازی ایران-سوریه که ما را تهدید کردند و بنرهایمان را از کیف‌هایمان درآورده و پاره کردند و گفتند اگر می‌خواهید شب در خانه‌هایتان بخوابید، از اینجا بروید. در این حد رفتار کردند. بازی جشن قهرمانی پلاک خودرویمان را کندند و ما را متفرق کردند. تصور کنید در این حد تحقیر و توهین و ممانعت و تحریم بود. همان بازی بود که به لیلی گفتم من برای داربی به داخل ورزشگاه می‌روم.
برای بازی ایران و سوریه برای چند ساعت کوتاه بخش فروش بلیت برای زنان نیز فعال شد. لیلی کوچیکه همان موقع بلیط می‌خرد تا مثل خودش، مثل یک زن واقعی وارد استادیوم شود. لیلی کوچیکه می‌گوید:‌ در بازی ایران – سوریه بلیت خریده بودیم و در جایگاه صندلی به اسم خودمان داشتیم. ما هم یکی از ۱۱ نفری بودیم که آقای کفاشیان می‌گفتند کلا ۱۱ نفر بلیت خریده‌اند. پول بلیتمان را هم پس ندادند. پشت در ورزشگاه که رفتیم جمعیت زیادی بود و کلی هم ما را تهدید کردند. همان پشت در نشسته بودیم و از اصلاحات و امید حمایت می‌کردیم. فکر می‌کردیم باز می‌شه این در. همان‌جا بود که با لیلی ملکی برخورد کردم. یکی از بچه‌ها می‌گفت امیدوار نباشید در باز نمی‌شود. گفتیم ما از آقای روحانی حمایت کرده‌ایم ایشان درها را برای ما باز می‌کند.
آنها به روزهای پرامید انتخابات اردیبهشت برمی‌گردند. دلخورند از درهایی که باز نشد. زهرا خوشنواز می‌گوید: ریش و سبیل ما کلید آزادی شد اما کلید آقای روحانی نتوانست در استادیوم را باز کند.
لیلی کوچیکه همان‌طور که حرف زهرا را تأیید می‌کند، می‌گوید ما واقعا این امید را داشتیم که یکی هست که ما را نجات دهد و وقتی فهمیدیم کسی کمکمان نمی‌کند، تصمیم گرفتیم خودمان راه را باز کنیم.
بخشی از صحبت‌های این سه نفر اعتراض به تبعیض میان زنان ایرانی و خارجی است. می‌گویند کدام قانون به زنان کشورهای دیگر اجازه می‌دهد وارد استادیوم آزادی شوند و به دختران مشتاقی که پرچم ایران را به دوش کشیده‌اند و صورتشان سبز و سفید و قرمز شده، اجازه حضور نمی‌دهد؟ دختران ریشدار روایتگر تبعیضی هستند که به چشم دیده‌اند. آنها می‌گویند: در بازی ایران – ازبکستان اعتراض کردیم، جلوی در مأمورها به ما گفتند با پرچم ازبکستان می‌توانید وارد شوید. ‌در بازی ایران- سوریه هم همین را گفتند. به نظرم این هم یک ترفند بود که برویم داخل، ما را بگیرند؛ چون ون‌ها منتظر بودند. بازی ایران- سوریه خیلی از دخترها پرچم را انداختند و رفتند.
هر اتفاق و تصمیمی یک اولین باری دارد. اولین باری که لیلی ملکی تصمیم به رفتن به استادیوم می‌گیرد، داربی ۸۶ بود. او و لیلی کوچیکه از طریق چند تا از پسرها که هوایشان را در استادیوم دارند، از جو ورزشگاه باخبر می‌شوند. پسرها در یک تماس تلفنی به آنها هشدار می‌دهند فکر ورزشگاه‌آمدن را از سرشان بیرون کنند چون بازرسی‌های بدنی شدیدی جلوی در ورودی انجام می‌شده. لیلی می‌گوید برای ورود به ورزشگاه باید چند مرد در کنارشان باشد. وقتی از گیت رد شوی، اگر یک مرد کنارت باشد، احساس می‌کنی که از جانب مأموران کمتر دیده می‌شوی. این داربی همان داربی اسفند ۹۶ است که پرسپولیس یک بر صفر بازی را باخت. لیلی ملکی می‌گوید: آن‌قدر استرس گرفتیم که لیلی کوچیکه گفت من نمی‌آیم. من با گریم، ‌ریش و سبیل گذاشتم و لباس پسرانه پوشیدم. گفتم نمی‌توانم تصور کنم شش هفت ماه منتظر چنین روزی باشم و نروم. وقتی داخل رفتم اول به سمت در شرقی رفتم، آن‌قدر اضطراب داشتم که دوباره به در اصلی برگشتم. از سمت بچه‌هایی که داخل بودند، مدام موج منفی می‌گرفتم و در نهایت گفتند اگر می‌خواهی داخل بیایی سرت را پایین بینداز و بیا و به چیزی فکر نکن. وقتی دو گیت را رد شدم، با اینکه بالا رفتم (شانس من آن بازی اولین بازی‌ای بود که گیت بالا را هم فعال کرده بودند) هیچ‌وقت این صحنه یادم نمی‌رود، باندهایی را دور شکمم پیچیده بودم که بتوانم بدنم را هم‌سطح کنم، سطح صافی نداشت. مأمور بازرسی یکی، دو بار با طمأنینه به پهلوی من دست کشید ولی خدا را شکر توانستم وارد ورزشگاه شوم. من هر بار که پرسپولیس می‌بازد، تا یکی دو هفته حالم بد است؛ اما آن روز وقتی وارد ورزشگاه شدم، حالم طوری بود که اصلا نفهمیدم پرسپولیس باخته، آن‌قدر جوزده بودم که اصلا حس نکردم.
با اینکه پرسپولیس، تیم محبوب لیلی، در آن بازی بازنده بوده؛ اما خوشی زائدالوصف ورود به ورزشگاه زهر باخت را کم می‌کند. لیلی همان‌طور که اشک‌های درشتش را پاک می‌کند، می‌گوید: آن‌قدر در استادیوم حال خوشی داشتم که متوجه باخت نشده بودم. البته یک درد درونی هم داشتم. بچه‌ها می‌دانند من در ورزشگاه گریه می‌کردم که چرا باید با گریم و ریش بتوانم به ورزشگاه بروم.
چرا در زلزله بمیرم و به آرزویم نرسم؟
زهرا خوشنواز روایت دیگری از ورودش به ورزشگاه دارد. زهرا اولین بازی پرسپولیس را مقابل تراکتورسازی در استادیوم آزادی دیده. زهرا می‌گوید اولین بار من خیلی استرس نداشتم. تراکتوری‌ها در بازی رفت خیلی به هادی نوروزی توهین کردند. در بازی برگشت بازیکنان ویدئویی منتشر کردند که هر کسی می‌تواند برای حمایت از تیم بیاید. گفتم من هم باید از تیمم حمایت کنم و تصمیم گرفتم وارد استادیوم شوم. سه روز قبل از بازی در تهران زلزله آمده بود و با خودم فکر می‌کردم چرا باید در زلزله بمیرم و به آرزوهایم نرسم. تصمیم گرفتم به این آرزویم برسم. البته یکی دیگر از بچه‌ها هم توانسته بود وارد شود؛ چون هم‌‌قد و ‌هم‌هیکل هستیم، با خودم گفتم من هم می‌توانم وارد شوم. گریم‌های مختلف را تمرین کردم و به خودم گفتم یا متوجه می‌شوند یا می‌روم و بازی را می‌بینم. اول دو گیت بازرسی بود و بعد که متوجه شدند دخترها وارد می‌شوند، یک گیت هم اضافه کردند. من که اصلا ترسیدم و نرفتم. با تیپ پسرانه دم در رفتم. من دومین گیت را که رد کردم، از تونل که خارج می‌شدم، زمین چمن را که دیدم، گریه‌ام گرفت. صداها در گوشم می‌پیچید و مثل گنگ‌ها بودم. اول که صداها را نمی‌شنیدم. در جایگاه دو نشستم و بازیکنان که برای گرم‌کردن آمدند، من دوباره گریه‌ام گرفت.
لیلی قنبری یا همان لیلی کوچیکه دردسرش از بقیه دخترها کمتر است. او بازی پرسپولیس و الوصل را داخل استادیوم تماشا کرده. تنها یک کلاه داشته و یک پرچم قرمز‌رنگ. پشت در ایستاده بوده که مأموری به او می‌گوید: برادر! این دو خانم همراه شما هستند و لیلی با بله آرامی جوابش را می‌دهد و به همین راحتی لیلی وارد استادیوم می‌شود. البته این به همین راحتی را فقط در زبان می‌شود جاری کرد. دخترها بعد از تمام‌شدن هر بازی زخم‌های عمیقی را روی تنشان تجربه می‌کنند. اول اینکه هر بازی حداقل برای هرکدام از آنها حدود ۴۰۰ هزار تومان هزینه دارد. وسایل گریم بسیار حرفه‌ای که آنها از خیابان منوچهری تهیه می‌کنند، دست‌کم ۴۰۰ هزار تومان قیمت دارد. جدا از آن برای اینکه کل بدنشان هم‌سطح شود و پستی و بلندی نداشته باشد، مجبور هستند کل بدنشان را با چسب‌های بزرگ نواری بپیچند. هر بار باز کردن این چسب‌ها تنی زخمی برایشان به یادگار می‌گذارد که دردش را به جان می‌خرند. آنها برای ورود به آزادی مبارزه می‌کنند. بخش دیگری از زخم‌ها، زخم زبان است که هر روز تجربه می‌کنند. آنها به مشکلات جنسیتی و هورمونی متهم می‌شوند. چرا؟ چون فوتبال دوست دارند. در اینستاگرام و صفحات مجازی عده‌ای با حرف‌های رکیک از آنها استقبال می‌کنند.
لیلی ملکی می‌گوید: می‌خواهم چند نکته را بگویم. اول انعکاس‌هایی که از این کار گرفته می‌شود، انعکاس‌های مثبت و منفی زیادی است. داربی که رفته بودم یک آقای استقلالی عکس من را تگ کرده بود و می‌گفت اگر می‌دانستم تو با چه مشقتی وارد استادیوم شده‌ای، آرزو می‌کردم استقلال ببازد که تو خوشحال برگردی؛ اما چیزهایی هم بوده که دلمان را شکسته. ‌بعد از بازی، یکی از نمایندگان پیشین مجلس در تریبون صداوسیما گفت خانم‌هایی که به ورزشگاه می‌روند یا مشکل شخصیتی دارند یا پول گرفته‌اند بروند، یعنی حال بد ما را بدتر کرد. اینکه من شخصیت و هویتم را دور می‌زنم که بتوانم راهی پیدا کنم، وقتی همه تو را تشویق می‌کنند که توانستی و رفتی، تو می‌‌توانی، چقدر قوی هستی، اما درونت شکسته است و بعد این جمله‌ها را می‌شنوی. درد تغییر جنسیت و هویت یک طرف، درد تفکر یک هم‌جنس درموردت یک طرف. زنان علیه زنان یعنی همین. در تریبونی که ما به اینها داده‌ایم.
به لیلی کوچیکه بارها گفته‌‌اند چرا تغییر جنسیت نمی‌دهی یا لیلی ملکی پیغام‌هایی می‌گیرد از آدم‌هایی که تصور می‌کنند آنها اختلال هورمونی دارند.
زهرا خوشنواز دراین‌باره می‌گوید: قبلا به من می‌گفتند تو که پسری برو ورزشگاه، ولی کلا به من می‌گویند تو ترنس هستی. غرایزت چطوری است. شبیه پسرهاست و بدون گریم هم می‌تواند رد شود. اما به من می‌گویند تو چقدر زشت و بدهیکلی. اگر نظر دیگران برایم مهم بود این‌قدر راحت نبودم.
هر چیزی بهایی دارد. آنها این بها را به جان خریده‌اند. حتی قهر و دعوای خانواده را هم به جان خریده‌اند. زهرا می‌گوید: اولین‌بار که به ورزشگاه رفتم، کسی از خانواده‌ام اطلاع نداشت. در راه برگشت که بودم تمام سایت‌های خبری عکس من را گذاشته بودند. به خانه که رسیدم مادرم را دیدم که عصبانی بود. چشم‌هایش کاسه خون و پرسید کجا رفته بودی؟ از شدت عجله که ریش مصنوعی را کنده بودم، صورتم زخم شده بود. گفتم به استادیوم رفته بودم، ببخشید. رفتم داخل اتاقم که مادرم سلسله‌وار با خودش حرف می‌زد. دوستم دنبالم آمد و من را شب به خانه‌شان برد، آن‌قدر که مادرم عصبانی بود. اما در بازی‌های بعدی به خانواده‌ام می‌گویم که به استادیوم می‌روم. متأسفانه خانواده من اهل رفتن به استادیوم نیستند. اگر بودند خیلی بیشتر می‌رفتم.
لیلی کوچیکه هم می‌گوید: من از بچه‌های دیگر سنم کمتر است و هنوز هم استقلال مالی ندارم. هنوز خیلی زیر نظر خانواده‌ام هستم. وقتی وارد استادیوم شدم، خانواده‌ام نمی‌دانستند. عکس‌ها که پخش شد به خاله‌ام گفتم به مادرم بگو و بگو که به روی من نیاورد که می‌داند. خاله‌ام به مادرم که گفت مادرم گریه کرد. پدرم هم متوجه شد که خیلی ترسیده بودم. وقتی به خانه رفتم پدرم به رویم نیاورد، ولی گفت مدام با دوستانت بیرون هستی. من دانشجوی رشته روباتیک دانشگاه تهران مرکز هستم. در دانشگاه هم روزی که عکسم پخش شد بچه‌ها می‌خواستند با من عکس بگیرند. یکی از استادهایم که طرفدار سرسخت پرسپولیس است گفت من دو نمره به پرچم پرسپولیس می‌دادم، درست است؟ شما این دو نمره را دارید. در کل فشار و استرس بعد از پخش‌شدن عکس‌ها زیاد بود.
این دخترها بازیکن‌پرست نیستند. از همان روزهای کودکی عاشق فوتبال و پرسپولیس بوده‌اند. زهرا که می‌گوید فوتبال خیلی مورد علاقه‌اش نیست و عاشق پرسپولیس است. از چهار، پنج سالگی که همراه پدرش که پرسپولیسی است فوتبال تماشا می‌کرده عاشق پرسپولیس بوده و خانواده‌اش امید داشته‌اند کم‌کم بهتر می‌شود، اما نشد.
زهرا می‌گوید: قبلا پوستر بازیکن‌ها را روی دیوار اتاق داشتم، اما الان نه. الان فقط لوگوی پرسپولیس است. آن زمان فقط می‌خواستم به‌ظاهر به همه نشان دهم من این هستم. الان فقط خودم هستم و دلم. زمان جشن قهرمانی ۱۰ سال قبل وقتی گل قهرمانی را سپهر حیدری زد، طوری گریه کردم که خانواده‌ام تعجب کرده بودند. هرچه می‌گذرد علاقه‌ام بیشتر می‌شود. الان هرجا پرسپولیس می‌رود من هم به همان‌جا سفر می‌کنم.
لذتی که سال‌ها دریغ شد
از آنها به‌عنوان کسانی که بین مردها به ورزشگاه رفته‌اند می‌خواهیم که درباره جو ورزشگاه بگویند. «عاااالی»، اولین واکنش لیلی کوچیکه به این ماجراست. او می‌گوید: اولین‌بار که به ورزشگاه می‌روی می‌فهمی چه لذتی را سال‌ها از تو دریغ کرده‌اند. اینکه می‌گویند مردها بی‌فرهنگ هستند و شما را در ورزشگاه اذیت می‌کنند، نمی‌توانند شما را در ورزشگاه تحمل کنند، اصلا درست نیست. جز احترام، ‌تشویق و حمایت بی‌دریغ تابه‌حال چیزی ندیده‌ایم. کمکت می‌کنند که لو نرود دختری. حواسشان هست. جاهایی که ما پنج نفر شعار می‌دادیم، مردان جایگاه شعار نمی‌دادند.
لیلی ملکی هم روایت خودش را دارد. او می‌گوید اطرافیان اصلا فحش نمی‌دادند. این خیلی خوب است. جو وقتی زنانه باشد، ما هم ممکن است خیلی حرف‌ها بزنیم، اما وقتی در جمع مردها هستیم حجب‌وحیا و حریم وسط می‌آید. در مورد آقایان هم همین است. به نظرم اینکه می‌گویند آقایان در ورزشگاه فحش می‌دهند بیشتر توهین به شخصیت آقایان است تا ما، چون واقعا این‌طور نیست. انکار نمی‌کنیم که فحش داده می‌شود، اما در همه جایگاه‌ها این‌طور نیست. من در شش بازی در شش جایگاه مختلف بودم و همه‌جا یکسان نیست. وقتی مردها اطراف ما متوجه می‌شوند ما دختر هستیم، باور کنید که فحش نمی‌دهند.
ما ادامه می‌دهیم
ما می‌خواهیم کارمان ادامه داشته باشد. این خواسته دخترانی است که مطالبه ورود به ورزشگاه را دنبال می‌کنند. لیلی ملکی می‌گوید این خواسته هدفمند است. خواسته ما این است که زنان بتوانند وارد ورزشگاه‌ها شوند. نه‌فقط برای دیدن فوتبال، بلکه در تمام ورزش‌ها. کسانی که طرفدار کشتی و والیبال هستند می‌خواهند در ورزشگاه بازی‌ها را تماشا کنند. می‌توانیم برای ورزش‌های خانم‌ها ممنوعیت قائل شویم، اما خنده‌دار است که از حضور خانم‌ها در ورزشگاه‌ها جلوگیری کنیم.
زهرا خوشنواز با تأیید حرف‌های لیلی می‌گوید:‌ به‌هرحال هر چیزی بهایی دارد.
لیلی‌کوچیکه می‌گوید: ‌‌البته این بگیر و ببندها اشتباه است. ما را که بگیرند اسطوره می‌شویم. این اسطوره‌سازی‌ها را نمی‌فهمم.
زهرا خوشنواز: ورزشگاه پر از دخترهاست. ما تصور می‌کردیم فقط خودمان پنج نفر در جشن قهرمانی وارد شده‌ایم، بعد دیدیم دختران زیادی هستند.
لیلی‌کوچیکه: دیگر برای مردان داخل استادیوم حضور ما عادی شده …
از حس‌وحال داخل استادیوم بگو. این سؤال را از لیلی ملکی می‌پرسم و او می‌گوید: بهترین بازی‌ای که یک هوادار می‌تواند ببیند، داربی است، چون تیم رقیب چندساله، کری‌خوانی‌ها و همه‌چیز دارد … . تصور کنید ۹۰ دقیقه صدای تیمتان را با موج ورزشگاه می‌شنوید. برای کسی که نرفته تصورش امکان‌پذیر نیست. پیشنهاد می‌کنم یک‌بار تجربه‌اش کنید و شک نکنید باز هم مایل به تجربه‌اش خواهید بود. اولین‌بار که به بازی داربی رفتم، گفتم دیگر نمی‌روم، اما بعد از داربی در همه بازی‌های پرسپولیس داخل ورزشگاه بودم، چون دیگر نمی‌توانی تصور کنی که آن بازی را در خانه با صدای گزارشگر ببینی. موج‌های مکزیکی و نشست‌وبرخاست‌ها و پرچمی را که خودت در دست داری باید حس کنی و پای تلویزیون دیگر جای فوتبال‌دیدن نیست.
زهرا خوشنواز ادامه می‌دهد: مورد دیگر اینکه آنجا می‌توانید زاویه دیدتان را انتخاب کنید و مثل تلویزیون نیست که طبق انتخاب کارگردان بازی را ببینی. در تلویزیون خیلی نمی‌شد متوجه شد، اما در ورزشگاه کیفیت بازیکنان را بهتر متوجه می‌شوید. واکنش تماشاگران هم به این اتفاق در نوع خودش منحصربه‌فرد است.
به گفته زهرا، مدام می‌خواهند با آنها عکس بگیرند. لیلی ملکی هم می‌گوید که مردان خیلی حمایت می‌کنند و خوشحال هستند. برایشان حالت افتخار دارد که یک دختر هم‌تیمی‌شان داخل ورزشگاه است. حتی آقایانی که متوجه می‌شدند ما دختر هستیم هر شعاری را که فحاشی باشد نمی‌دادند. من پرسپولیسی هستم، اما واقعا اگر ببینم یک استقلالی به‌عنوان زن می‌خواهد وارد استادیوم شود سعی می‌کنم همان راهی را که خودم رفته‌ام نشانش بدهم. لیلی هنوز بغض دارد. این روایت، روایت اشک‌ها و لبخندها و آرزوهاست… .
از او می‌پرسم آرزویت چیست و او می‌گوید: با لباس خودم وارد استادیوم شوم. من همیشه در این سن نیستم و این‌قدر هیجان و انرژی ندارم. این خیلی بد است. ممکن است سال‌های بعد هم درهای استادیوم باز نشود و ورود زن‌ها به استادیوم به نسل‌های بعدی ما هم نرسد.
لیلی‌کوچیکه می‌گوید: در میتینگ سه‌هزارنفری آقای روحانی من در ورزشگاه بودم و جای نفس‌کشیدن نبود، آن‌قدر که جمعیت زیاد بود. افراد از هر قشری هم بودند. نه هتک‌حرمتی دیدم، نه اذیت شدم؛ با اینکه مردان زیادی بودند و جای تکان‌خوردن نبود. چطور آن زمان حضور زنان مشکل ندارد؟ یا اینکه می‌گویند از فوتسال زنان حمایت کنید. من با همین هم مشکل دارم. چرا اجازه نمی‌دهند آقایان فوتسال زنان را ببینند. فوتسال فرشته کریمی فوق‌العاده است. دروازه‌بانشان در بازی ایران- ایتالیا غوغا بود.
زهرا همان‌طور که یکی از شعارهای تیم پرسپولیس را وسط تحریریه ما بلند تکرار می‌کند، وقت بیرون‌رفتن می‌گوید: اینها تصور می‌کنند ما عقده نشستن بین مردها را داریم. من ویدئویی را در قطر گرفتم که گفتم ما اینجا هستیم و منقلب هم نشده‌ایم.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

سعید درخشانی، رئیس اتحادیه سوپرمارکت‌داران در گفتگو با «شهروند» فروش ارز در سوپرمارکت‌ها را تکذیب کرده و می‌گوید که اصلا چنین چیزی امکان ندارد. من از بازار آشفته ارز خبر دارم اما اوضاع دیگر آن‌ قدر هم به هم ریخته نیست که سوپرمارکت‌داران دست به چنین کاری بزنند.

به گزارش دیده بان ایران؛ روزنامه شهروند با مطلبی تحت عنوان “فروش ارز در سوپرمارکت‌ها تکذیب شد” نوشت: «تنش در بازار ارز ماه‌هاست که مردم را سردرگم کرده است. فروشندگان ریز و درشت اجناس در بازار افزایش قیمت‌هایشان را به افزایش دلار نسبت می‌دهند و از سویی رسیدن قیمت دلار به ٩‌هزار تومان در هفته گذشته فشار بسیاری را بر مردم وارد کرده است. مردم ناراضی از نابسامانی اوضاع و مسئولان هم در حال حواله‌ دادن مشکلات به یکدیگرند. در چنین وضعیتی امیرمحمد پرهام‌فر، مدیر کل مبارزه با قاچاق ارز و پولشویی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز گفت، خرید و فروش‌های پنهانی ارز توسط نیروی انتظامی رصد می‌شود و در این میان سوپرمارکت‌هایی هم مشاهده شده که اقدام به خرید و فروش ارز کرده‌اند. خرید و فروش ارز در سوپرمارکت‌ها حاشیه‌های فراوانی به دنبال داشته و بسیاری متعجب از این وضع خواستار رسیدگی به بازار ارز شده‌اند.


اما سعید درخشانی، رئیس اتحادیه سوپرمارکت‌داران در گفتگو با «شهروند» فروش ارز در سوپرمارکت‌ها را تکذیب کرده و می‌گوید که اصلا چنین چیزی امکان ندارد. من از بازار آشفته ارز خبر دارم اما اوضاع دیگر آن‌ قدر هم به هم ریخته نیست که سوپرمارکت‌داران دست به چنین کاری بزنند. «مسئولان وقتی از سوپرمارکت نام می‌برند، باید بدانند که دقیقا درباره چه چیزی حرف می‌زنند. سوپرمارکت جایی است که حداقل ٧٠ متر مربع زیربنا داشته باشد اما در اذهان عامه حتی یک زیرپله و دکه هم به‌ عنوان سوپرمارکت شناخته می‌شود. از مسئولان توقع نداریم که همه این اصناف را به‌ عنوان سوپرمارکت تلقی کنند و بعد اگر خلافی از یکی از آنها سر زد، بگویند که فلان کار در سوپرمارکت‌ها انجام می‌شود.»


او ادامه داد: «صاحبان و فروشنده‌های سوپرمارکت‌هایی که در مرکز شهر فعالند به قدری سرشان شلوغ است و از نظر مالی هم وضع مناسبی دارند که امکان ندارد به چنین کاری روی بیاورند. شاید منظور آقای مسئول دلال‌های ارزی هستند که در پیاده‌روها کار می‌کنند و احیانا در برابر سوپرمارکتی مشغول این کار بوده‌اند، شاید خنده‌دار باشد اما چیزی غیر از این به ذهنم نمی‌رسد. شاید هم یک سوپرمارکت‌دار مقداری ارز داشته و مثل همه مردم آن را در بازار آزاد معامله کرده است که در این صورت این کار ربطی به شغلش ندارد. پس اگر کسی که این کار را می‌کند، کارمند باشد باید در رسانه‌ها بگوییم خرید و فروش ارز به کارمندان رسید.


درخشانی معتقد است که این حرف‌ها به نابسامانی بازار ارز دامن می‌زند و بهتر است که بیان نشود: «اگر بر فرض چنین چیزی هم بود ما از مردم می‌خواهیم که بلافاصله آن را گزارش کنند تا ما در اتحادیه برابر مقرراتمان برخورد لازم را انجام بدهیم.»


 

کانال رسمی شرکت کاوین در تلگرام

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ قدیمی پازل بند کار دادی دستم

با ما همراه باشید با ♫ دانلود آهنگ عالی و جذاب کار دادی دستم از پازل باند به همراه تکست و بهترین کیفیت از رسانه موزیکفا ♫

شعر و ملودی : آصف بایرام زاده | تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

Download Old Music BY : Puzzle Band | Kar Dadi Dastam With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ کار دادی دستم پازل باند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

عشقت اُفتاده به قلبم●♪♫

وای از دلـــم!●♪♫

بستـــم… دل به دلی که، بُرده دلـــم●♪♫

تو که می خنــدی قلبم، آروم می گیــــره●♪♫

ناراحت می شی، بارون می گیــــره●♪♫

دنیـــام آرومــه، وقتی آرومــی…●♪♫

همه عشق و آرزومـــی…●♪♫

دارم مستِ تو می شــم●♪♫

دو چشمات، آسمونه…●♪♫

شعر و ملودی : آصف بایرام زاده

آخه دستِ خودت نیست! تو چشمات مهربونه…●♪♫

کار دادی دستــم، یارِ دیوونـــه!●♪♫

دلم تا آخــرش با تو می مــــونـــه…●♪♫

لای لای لالا لالا! لای لای لالای لای!●♪♫

لای لای لالا لالا! لای لای لالای لای!●♪♫

ببین عشقت، به قلبِ من، داره حسِ جنون میـــده!●♪♫

تو هستی که بِهم دنیا، قشنگیشـــو نشون میــــده…●♪♫

تو که می خنـدی قلبم، آروم می گیـــره●♪♫

ناراحت می شی، بارون می گیـــره●♪♫

دنیـــام آرومــه، وقتی آرومـی…●♪♫

همه عشق و آرزومــی…●♪♫

دارم مستِ تو می شــم●♪♫

دو چشمات، آسمونه…●♪♫

آخه دستِ خودت نیست! تو چشمات مهربونه…●♪♫

کار دادی دستــم، یارِ دیوونــه!●♪♫

تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

دلم تا آخــرش با تو می مــونه…●♪♫

لای لای لالا لالا! لای لای لالای لای!●♪♫

لای لای لالا لالا! لای لای لالای لای!●♪♫

دارم مستِ تو می شم●♪♫

دو چشمات، آسمونه…●♪♫

آخه دست خودت نیست! تو چشمات مهربونه…●♪♫

کار دادی دستم، یار دیوونــه●♪♫

دلم تا آخرش با تو می مونــــــه●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ پازل بند کار دادی دستم

دانلود آهنگ پازل بند کار دادی دستم

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

به گزارش مهر، احمد مازنی بعدازظهر شنبه در دیدار با فرماندار نیشابور اظهار کرد: باید زمینه توسعه و ترویج فرهنگ رضوی را از طریق حدیث سلسله الذهب فراهم آوریم زیرا این مهم فرصت تاریخی برای جهان اسلام و مردم نیشابور است که باید از آن استفاده کنند.

وی افزود: ظرفیت های کشور ما بسیار زیاد است و ما باید به وسیله سرمایه های انسانی از این موقعیت ها استفاده کنیم.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بیان کرد: ما افتخار می کنیم به ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی ایران رسیده ایم. آمریکا دشمن ما بوده است و خواهد بود و مانند گذشته فشارهای زیادی از راه های مختلف به کشور ما متحمل می کند.

مازنی بیان کرد:ما مشروعیت مان را از مردم داریم و باید به مردم خدمت کنیم ، ما نیاز داریم ارتباط چهره به چهره با مردم داشته باشیم.

در ادامه جلسه مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فیروزه اظهار کرد: بهترین تاثیری که امام هشتم (ع) در نیشابور و فیروزه به جای گذاشته است کرامت بسیار بالا بوده که در مردم نهادینه شده است.

جعفر مروارید افزود: اصل مهم در برنامه سالروز ورود امام رضا (ع) به نیشابور مردمی بودن آن است و شورای هماهنگی وظیفه هماهنگی دستگاه ها را برعهده دارد.

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

شرکت کاوین/ فرهاد دلق پوش، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان گیلان و فرحمند پورعلی، رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت استان گیلان به مناسبت گرامیداشت سالروز هفته صنعت و معدن پیام تبریکی صادر کردند.

در این پیام آمده است:
بسمه تعالی
دهم تیر ماه، روز صنعت و معدن، روز بزرگداشت شأن و منزلت و گرامیداشت تمامی کارآفرینان سخت کوش و پرتلاش میهن عزیزمان در جای جای کشور بزرگ و پهناور ایران است؛ فرصتی است برای ارزیابی دوباره راه های رفته و راه های پیش رو. فرصتی است برای تفهیم و تفاهم متقابل میان دولت و صاحبان صنایع و معادن و سرانجام فرصتی برای گفتگو و تبادل نظرها و تجارب خانواده بزرگ و گسترده صنعت و معدن برای ایجاد رونق اقتصادی و ساختن کشوری آباد و سرافراز است.
بر خود لازم می دانیم ضمن گرامیداشت فعالان عرصه صنعت و معدن استان گیلان، هر ساله این روز مقدس را گرد هم آییم تا به ایثارگران و آبرومندان پرتلاش عرصه تولید، این
سنگرسازان بی سنگر اقتصادی کشور تبریک و شادباش بگوییم.
به یقین می دانیم در شرایط اقتصادی حاضر، حمایت همه جانبه از سوی قوه مجریه، قانونگذاران و قوه قضاییه الزام اساسی برای دوام و بقاء تولید ایرانی و حفظ روحیه جامعه صنعتگران و معدنکاران خواهد بود که به حق تحقق این امر برای نیل به خودکفایی، خودباوری، استقلال، انسجام و عزت میهن عزیزمان بر هر امری مقدم است.

هم اکنون اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و برونگرایی اقتصادی با محوریت تولید ملی و حمایت از کالای ایرانی نسخه‌ای اثر بخش برای درمان بیماری‌های کنونی اقتصاد است از این رو شایسته است همه توان خود را برای رفع موانع موجود و فراهم کردن بستر مناسب برای تحقق اهداف سند چشم انداز به کار گیریم.

باید بدانیم و به این نکته ایمان داشته باشیم که تلاش برای ارتقای بهره‌وری، موجب بلند آوازه شدن نام کالای ایرانی در داخل و خارج از مرزها خواهد شد، بنابراین شایسته است همواره تلاش و همدلی ملت و دولت بیش از پیش گسترش یابد.

اینجانبان به عنوان نماینده وزارت صنعت، معدن و تجارت و نماینده خانواده بزرگ تشکل های تخصصی صنایع همگن صنعت و معدن استان گیلان، بار دیگر تاکید می داریم ضروری است حمایت همه‌جانبه برای رفع موانع پیش‌رو، بهبود فضای کسب وکار، مقررات‌ زدایی، توسعه زیرساخت‌ها، اِعمال اصلاحات لازم در سیاست‌ گذاری های اقتصادی به ویژه متغیرهای کلیدی در اقتصاد ملی، با هدف حمایت و تقویت تولیدکننده ایرانی و حمایت مستمر از همه دست اندرکاران عرصه تولید،همواره سرلوحه همه ارکان نظام اقتصادی کشور قرار گیرد، تا بتوانیم شاهد ایرانی سرافراز ،شکوفا، مقتدر با آینده ای روشن و سرشار از امید باشیم.
در پایان فرارسیدن دهم تیر ماه، روز صنعت و معدن را به تمامی تولیدکنندگان محترم و فعالان حوزه صنعت و معدن استان گیلان تبریک عرض نموده و امیدواریم با اتکال به الطاف لایزال الهی، تلاش و همدلی مسئولان ذیربط استانی و به ویژه همت بلند صنعتگران و معدنکاران گیلان، شاهد رونق هر چه بیشتر در عرصه تولید و تجارت استان باشیم.

 

فرحمند پورعلی
رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت استان گیلان

فرهاد دلق پوش

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان گیلان

 

کانال تلگرام شرکت کاوین

نظرات

انتشار نظرات در پایگاه شرکت کاوین به معنی تائید آن نیست. شرکت کاوین نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.

پاسخ دهید

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ قدیمی پازل بند به شرطی که

هم اکنون ♫ آهنگ فوق العاده زیبا و دلنشین به شرطی که از پازل باند به همراه تکست و بهترین کیفیت در رسانه موزیکفا برای دانلود قرار گرفت ♫

شعر : حامد رجبی ، مسعود محمدی | ملودی : علی رهبری (پازل بند) | تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

Download Old Music BY : Puzzle Band | Be Sharti ke With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ به شرطی که پازل باند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

اینکه عاشقت باشم، تا تهش باشم، بهترین کاره…●♪♫

به شرطی که… مالِ خودم باشی و به شرطی که تو عاشقم باشی و به شرطی که تنها نری جایی و تموم کنی این همه تنهاییو●♪♫

به شرطی که… مالِ خودم باشی و به شرطی که تو عاشقم باشی و به شرطی که تنها نری جایی و تموم کنی این همه تنهاییو●♪♫

آخ! که دلچسبه چقد دیوونه، با تو این دیوونه بازیای عشق…!●♪♫

شعر : حامد رجبی ، مسعود محمدی

فکرت از سرم نمی ره بیرون، من سرم درد می کنه برای عشق…●♪♫

زندگیم روی رواله با چشات●♪♫

همه چی عینِ شماله با چشات!●♪♫

دوس دارم دنیارو آشوب کنم تا فقط حال تورو خوب کنم!●♪♫

اِاااااای…●♪♫

به شرطی که مالِ خودم باشـــــی و…●♪♫

ملودی : علی رهبری (پازل بند)

چه فرقی می کند، من عاشقِ تو باشم یا تو عاشقِ من؟●♪♫

چه فرقی می کند، رنگین کمان از کدام سمتِ آسمان آغاز می شود؟●♪♫

تورو می بینم و گیج میره سرم…! گیج میــــره ســــرم…●♪♫

از تماشای تو لذت می بـــرم●♪♫

عطرِ تو دور و برم می پیچــــه، اسمِ تو تووی سرم می پیچــــه●♪♫

زندگیم روی رواله با چشات●♪♫

همه چی عینِ شماله با چشات!●♪♫

تنظیم قطعه : آرین بهاری (پازل بند)

دوس دارم دنیارو آشوب کنم تا فقط حال تورو خوب کنم!●♪♫

اِاااااای…●♪♫

به شرطی که… مالِ خودم باشی و به شرطی که تو عاشقم باشی و به شرطی که تنها نری جایی و تموم کنی این همه تنهاییو●♪♫

به شرطی که… مالِ خودم باشی و به شرطی که تو عاشقم باشی و به شرطی که تنها نری جایی و تموم کنی این همه تنهاییو●♪♫

دوس دارم دنیارو آشوب کنـــــــــم تا فقط حال تورو خـــوب کنــــم!●♪♫

دوس دارم دنیارو آشوب کنـــــــــم تا فقط حال تورو خـــوب کنــــم!●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ پازل بند به شرطی که

دانلود آهنگ پازل بند به شرطی که